فال حافظ

فال حافظ

ياري اندر کس نمي بينيم ياران را چه شد
آب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پي کجاست
کس نمي گويد که ياري داشت حق دوستي
لعلي از کان مروت برنيامد سال هاست
شهر ياران بود و خاک مهربانان اين ديار
گوي توفيق و کرامت در ميان افکنده اند
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغي برنخاست
زهره سازي خوش نمي سازد مگر عودش بسوخت
حافظ اسرار الهي کس نمي داند خموش
دوستي کي آخر آمد دوستداران را چه شد
خون چکيد از شاخ گل باد بهاران را چه شد
حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد
تابش خورشيد و سعي باد و باران را چه شد
مهرباني کي سر آمد شهرياران را چه شد
کس به ميدان در نمي آيد سواران را چه شد
عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد
کس ندارد ذوق مستي ميگساران را چه شد
از که مي پرسي که دور روزگاران را چه شد

تعبیر فال : با غم و غصه، هیچ کاری درست نمی شود. همچنین با دست روی دست گذاشتن چیزی جز اتلاف و هدر دادن وقت بدست نمی آید. نا امیدی آفتی بزرگ است. آن را از خود دور کن و به خود متکی باش و اراده ای محکم داشته باش.

برای گرفتن فال حافظ مجدد لطفا کلیک کنید.

Copyright © 2012 - 2019 | تمامی حقوق این وب سایت برای serahi.ir محفوظ است
طراحی و اجرا:serahi.ir